SAB, ICB, IVB
پسر ۳۸ ساله رو داخلی بهم معرفی کرد که از دیروز سرماخوردگی داره و امروز گیجه و سردرد داره. گفتم مننژیت؟ گفت شاید. نمیدونم.
ازمایشاتشو نگاه کردم لکوسیتوز ۱۹ هزار و CRP 30. شرح حال و ازمایش به نفع مننژیت.
گفتم باید ال پی ش کنم. رفتم سالادمو بخورم که الپیش کنم، نرس زنگ زد که این مریض بدحال شده بردیمش Schockraum. رفتم بالا سرش دیدم بیهوشه. در جا سی تی کردیم دیدیم خونریزی کرده.... تو خود اورژانس خونریزی کرد.... بدون ضربه به سر. احتمالا در زمینه انوریسم، با علائم حیاتی نرمال.
اعزامش کردیم التونا.
خونریزی مغزی ۱۵-۲۵ درصد موارد سکته مغزیه.
CVT جزو موارد نادره
اما هفتهای نیست که من از هر کدوم چندین مورد فقط تو شیفتای خودم نداشته باشم.
چیزی تو این بیمارستان با واقعیت جور در نمیاد. نمیشه همه چی اینجوری باشه. نمیشه تو کشیک دیروز ۳ تا ترومبکتومی داشته باشم. بچهها دونه دونه دارن از ۱۰۰ درصد کاری، درصداشونو کم میکنن. نله که ۹۰ درصده، زینب ۶۰ درصده، انا ۷۵ درصد بود، الان الیزا هم میخواد درصدشو کم کنه.
نمیکشم. شاید بخوام از اکوت بیام بیرون.
این حد از استرس و همیشه در هر لحظه مریض واقعا واقعا واقعا اورژانسی داشتن واقعا ادمو از بین میبره.
چون بعضیا کامنت گذاشتن، این قسمت رو تغییر میدم و بیشتر مینویسم: