۱۹ دی

اینترنت ایران قطعه. تا چند روز بناست همینطور بمونه؟ نمیدونم. از ۸۰ میلیون هم‌وطن خبری ندارم. مردم دنیا به یه ورشون نیست چه بلایی داره سر ایران و ایرانی میاد. همه درگیر کار و زندگی خودشونن.

اون ادم برگشته اتریش. همون که میگفت «اگه از زندگی‌م بری دیگه نمیتونم برگردم اتریش». همون. همون برگشت. با لباس پلوخوری‌ای که برای مراسمِ لغو شده خریده بود، برگشت. همونو پوشید. بدون اینکه دچار غلیان احساسات خاصی بشه. من از کجا فهمیدم؟ بچه‌ها گفتن. واکنشم؟ طبق معمول: گریه... گریه گریه.... . تو رابطه‌ست؟ قطعا. ازدواج میکنه؟ شاید. به من فکر میکنه؟ ابدا. من چی میشم؟ نمیدونم. فعلا که فقط دارم پسرفت میکنم. یک سال پیرتر شدم. دیگه ورزش نمیکنم. درس نمیخونم. زبان نمیخونم. روزا شب میشه و شبا روز. ولی ویترین زندگی‌م سر جاشه. همین.

صبا اومد المان. چند وقت قبل هم نسیم اومده بود.

فردا کشیکم.

میرم خونه.

.

من تهی از تو شدم، زنده ولی بی‌ثمرم.

دور شو پیکر ابلیس! ز تو بر حذرم!