+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی ۱۴۰۲ ساعت 1:1 توسط غزل
|
چون بعضیا کامنت گذاشتن، این قسمت رو تغییر میدم و بیشتر مینویسم: من ۳۰ سالمه. مونث. ۳۰ سالگی دیگه سنی نیست که از کلماتی مثل دختر یا پسر استفاده کنی. نهایت میتونی بگی مونث و مذکر. سه ساله مهاجرت کردم و ۱۶ ساله اینجا مینویسم. سال دو رزیدنتی مغز و اعصابم. اصلِ اصلش، من نه مهاجرت، که فرار کردم. همین، ازم ادم به شدت حساسی ساخته که رنج رو خیلی دقیق میشناسم و درکش میکنم. از پس درک هر ادمی برمیام. و به نظرم همه دنیا حق دارن. آلمان پناهگاهمه. غربت اینجا، برام مرهم به حساب میاد. اینم بگم که در اصل زندگی ساده و راحتی داشتم. اما فیلترهای ذهنیم، همه چیز رو برام سخت کردن. هدف؟ نمیدونم. هنوز نمیدونم.