نشسته توی مطب دکتر. زخم روی پاش عفونی شده و بقول اینها خیس است. چرک و خون توی هم می‌غلتند. جین که نمیشد، گرمکن گشادش را پوشیده تا زخم را راحت‌تر به دکتر نشان دهد. با همان هودی طوسی. شبیه هیپی‌های آمریکایی شده با ان موهای فرش. گوشه اتاق انتظار روبروی پیرمردی با زخم روی پیشانی که در نهایت تلاش برای حفظ زیبایی، زخمش را پانسمان کرده؛ نشسته. هنوز آفتاب نزده. سه دقیقه مانده تا ۸ صبح. و چندین دقیقه‌ دیگر مانده تا خورشید. وقتی می‌امد، ماه توی اسمان بود. باران نمیبارید و هوا تازه بود. ابدا خبری از ژانویه همیشگی نیست. نه از برف خبری‌ست و نه از خشونت هوا. سکرتر گفت کارت بیمه؟ و گفت ندارم. گفت پس شخصی حساب کنید و بعدا هزینه را از بیمه شخصی خود مطالبه کنید. گفت باشه و حالا نگران است. نمیشد با همین زخم پیش‌رونده‌ی متورم گرم چرکی، بازم هم ساخت؟........