امروز ۳۰ دسامبر
فکشکنندهترین بوسهها نیز شما را از تنهایی نجات نخواهند داد. معنیش این نیست که دارم از روی تجربه میگم. خیر! تصورش کردم و میدونم.
جوری بزی، که پرندهای که روی آبِ ورای سرت، نوک به شفافیت آب میساید هم سایهات را نه ببیند و نه بفهمد.
جوری بزی که انگار نیستی.
به چشم نیا
نمیر و دفن نشو. بخار شو. نبودن را که از تو دریغ کردند. اقلا نباش.
+ نوشته شده در شنبه نهم دی ۱۴۰۲ ساعت 2:54 توسط غزل
|
چون بعضیا کامنت گذاشتن، این قسمت رو تغییر میدم و بیشتر مینویسم: