امروز پس از مدتها گریه کردم و چسبید.
با همه وجودم ارزو کردم کاش زودتر دستم به دختربچهای که ارزومه یه روز مادرش شم برسه، بغلش کنم، و دیگه هیچ بنیبشری نتونه ازم بگیردش.
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم مهر ۱۴۰۵ ساعت 0:17 توسط غزل
|
امروز پس از مدتها گریه کردم و چسبید.
با همه وجودم ارزو کردم کاش زودتر دستم به دختربچهای که ارزومه یه روز مادرش شم برسه، بغلش کنم، و دیگه هیچ بنیبشری نتونه ازم بگیردش.
چون بعضیا کامنت گذاشتن، این قسمت رو تغییر میدم و بیشتر مینویسم: