فیدبک کیس خونریزی وسیع
دیشب زنگ زدم بیمارستان مقصد که پسر ۳۸ سالهههه رو اعزام کرده بودم.
همون که خونریزی وسیع همیسفر چپ داشت: SAB, IVH, ICB
جراحی شد، اکستوبه شد، حرف نمیزنه و پای راستش فلجه
باورم نمیشد زنده بمونه. باورم نمیشد. یا حرفی که به مامانش زدم افتادم: دعا کنید.
ادیب گفت: ظاهرا دعاهه جواب داده.
ادیب همیشه میگه دوست داره خدایی وجود داشته باشه. من اما سفت میدونم نیست.
جراح میگفت خوش بینه. میگفت بهتر میشه.
+ نوشته شده در شنبه چهارم مهر ۱۴۰۵ ساعت 11:15 توسط غزل
|
چون بعضیا کامنت گذاشتن، این قسمت رو تغییر میدم و بیشتر مینویسم: