کشیک نوروی دیشب من و کشیک جراحی هم اون پسر ایرانیه بود. تکنسین اورژانس که نصف شب مریض داخلی رو تحویل داخلیا داد گفت: شما دو تا اینجا زندگی میکنین؟ و زد زیر خنده.

گفتم مگه یادت میمونه کشیکا رو؟

گفت معلومه! تو که سکته‌ها رو جمع میکنی اینم که جراحه.

جراح ایرانیه همینجوری که تکیه داده بود به ستون و سیگار میکشید، گفت: من مهریه میدم؛ تو چرا همه‌ش کشیک وای میستی؟

گقتم پولشو میخوام.

دروغ گفتم. پولش اصلا به کاری نمیاد!

ایرانیه دوباره یه پک زد به سیگارش گفت: من از نورو نفرت دارم ولی تو رو قشنگ ساختن واسه نورو! ساخته شدی واسه منیج اورژانس نورو.

گفتم نه هرجای نورو. از سرگیجه و سردرد نفرت دارم! استروک اما...:. عشقم استروکه.... .