کشیک نوروی دیشب من و کشیک جراحی هم اون پسر ایرانیه بود. تکنسین اورژانس که نصف شب مریض داخلی رو تحویل داخلیا داد گفت: شما دو تا اینجا زندگی میکنین؟ و زد زیر خنده.
گفتم مگه یادت میمونه کشیکا رو؟
گفت معلومه! تو که سکتهها رو جمع میکنی اینم که جراحه.
جراح ایرانیه همینجوری که تکیه داده بود به ستون و سیگار میکشید، گفت: من مهریه میدم؛ تو چرا همهش کشیک وای میستی؟
گقتم پولشو میخوام.
دروغ گفتم. پولش اصلا به کاری نمیاد!
ایرانیه دوباره یه پک زد به سیگارش گفت: من از نورو نفرت دارم ولی تو رو قشنگ ساختن واسه نورو! ساخته شدی واسه منیج اورژانس نورو.
گفتم نه هرجای نورو. از سرگیجه و سردرد نفرت دارم! استروک اما...:. عشقم استروکه.... .
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر ۱۴۰۵ ساعت 19:16 توسط غزل
|
چون بعضیا کامنت گذاشتن، این قسمت رو تغییر میدم و بیشتر مینویسم: