واقعا از دعوا وحشت دارم

قبلا اینجوری نبودم

‌همین الان اورهان، شف اورژانس به شدت با کاردیولوگ دعوا کرد. صداشو برد بالا. کوبید رو میز. تن و بدن من لرزید. اونوقت بقیه دخترای کشیک تو سکوت کارشونو میکردن. خود کاردیولوگ هم در نهایت خونسردی واستاده بود جوابشو میداد.

هیچ کس دست و پاشو گم نکرده بود جز من.