شش جولای
اقای نامزد سابق
بعد از ازدواجت، وقتی هنوز چند ماه هم نگذشته بود، وقتی من هنوز منتظر بودم برگردی، هیچ وقت خوابمم ندیدی؟ چه ناخوداگاه محکمی... .
عذاب وجدان چی؟ نگرفتی؟ با خودت نگفتی دختره رو عاشق کردم، چی به سرش میاد؟
اینا حرفای مسخره تینیجریه. مال ۱۳-۱۴ ساله هاست. به قول نیچه، خدا زاییدهی مردم ضعیفه. سر یه همچین وهمی بیخیال مایکل شدم که: خدا ناراحت میشه! کدوم خدا؟ خدا ناراحت نشد وقتی ۴۰ هزار جوون ایرانی مردن؟؟؟ وقتی نسلکشی ویتنام و فلسطین رخ داد؟ من مایکل رو سر وهم از دست دادم. و مهمم نیست. با مایکل نمیشد و اگه ادامه میدادم فقط بیشتر بهش وابسته میشدم و تهش، اسیب بدتری میدیدم. ادمی که اولویت اول زندگیش ورزشه، اولویت دوم رهایی و ازادی، اولویت سوم (یادم نیست)، چهارم دوست و رفیق، پنجم سکس و ششم عشق!!!، و اولویت دهم عدالت!!!، نمیتونست شریک مناسبی برای من باشه که اولویت اولم سلامتی، دوم کارم و سومم عشقه! نمیتونست خوب باشه.
اقای نامزد سابق
خدا نیست، عدالت عین سیمرغ وهمه، ولی یه درصد، فقط یه درصد اگه قرار باشه تاوان بدی، امیدوارم زن و بچههات آسیبی نبینن. امیدوارم زنت هرگز از اینکه زنت شده پشیمون نشه. امیدوارم بچههات خوشبخت شن. من تحمل ندارم زن دیگهای بخاطر تو اشک بریزه! حالا هر کسی میخواد باشه. و راست راستش، امیدوارم خود تو ام تاوان ندی. رنجی که من کشیدم با هیچ تاوانی جبران نمیشه. اون شدت از رنج و درد، با هیچی جبران نمیشه. دیگه زمان به عقب برنمیگرده و اشکای من از هیچ زمینی پاک نمیشه. از خاک تبریز تا ترکیه، از خاک بوداپست تا خاک هلسینکی، از خاک استراسبورگ فرانسه تا بارسلون، از جزیره به جزیره جزایر قناری تا خود تنریفه، من خیلی اشک ریختم. من رو خود اقیانوس اطلس اشک ریختم. من خیلی تحقیر شدم. اگه اونقدر ضعیفم نمیکردی، شاید تو جریان مایکل هم اونطور واکنش نمیدادم.
امیدوارم زنت، مثل من ضعیف نشه. امیدوارم دخترت عین من اشک نریزه. تو رم به هیچ محکمهای نمیسپرم. تو کل این یک سال و اندی، تخصصت رو گرفتی، زن گرفتی، فلو شدی. هرروز بالندهتر از دیروز. اگه فقط یه نفرین بخوام بکنم: امیدوارم هیچ وقت راضی نشی. امیدوارم هیچ وقت حس رضایت و خوشبختی نکنی. امیدوارم همیشه برای یه ذره دوپامین بدویی. همین.
چون بعضیا کامنت گذاشتن، این قسمت رو تغییر میدم و بیشتر مینویسم: