بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

دیشب تا ۳ صبح درس خوندم.۱۰:۳۰ صبح پا شدم جواب تلفن مامانمو دادم، دوش گرفتم، ظرفای جمع‌شده رو شستم، خونه رو که داشت زیر کثافت دفن میشد اب و جارو کردم. ساعت ۱۲ ظهره. صدای ناقوس میاد. ۶ تا مجموعه دست‌نویس دارم که باید تا شب مرورشون کنم. اینا تموم شن نوبت کوه دفترا میرسه. ولی اصل کاریا همین مجموعه دست‌نویسا بودن.