امتحان
دقیقا سه ماه تا امتحانم مونده.
دارم از ترس و استرس میمیرم. نمونه سوال خوندن رو شروع کردم.
دیشب بهم گفت: ازت میخوام کمتر بهم یا به هرچیز دیگهایجز درست فکر کنی. تمرکز کن رو امتحانت.
گفتم مگه تو نگفتی این امتحان مهم نیست؟
گفت نه. مهمه. فراموشش کن. ما به اپروباتسیون خودت تو المان نیاز داریم. بخون و پاس شو که زودتر بیای پیش من.
دیدم چقدر تو همه این مدت رو امتحانم تمرکز نداشتم.
از دیروز متمرکز خوندن رو شروع کردم.
الانم یکم قبل از راه افتادن سمت کار، شروع میکنم به خوندن.
بسماللهالرحمنالرحیم.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم شهریور ۱۴۰۳ ساعت 7:51 توسط هری
|
خبببببببببببببببببببببببببببب