شگفت
ادمیزاد موجود عجیبیه
مثلا من در این مقطع ترجیح میدم بشینم به کراشی که هیچوقت دوستم نداشت فک کنم تا به پارتنرم که دوستم نداره.
نمیدونم. حسم اینه که تو اولی خورد نشدم. نشکستم. رابطهای نبوده و همیشه منتظر بودم و در اوج سکوت، اشک ریختم و بهم توجه نشده. نه اینکه یکی اتیکت پارتنر بخوره و بهم توجه نکنه!
چقدر به دردم میخوردی. چه حیف که دوستم نداشتی. چقدر کنار هم میتونستیم خوشحال باشیم پسر. کاش همیشه موفق باشی.
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 22:42 توسط هری
|
خبببببببببببببببببببببببببببب